کد خبر: ۵۱۹۶
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۳
پپ
به بهانه پاسداشت مقام پزشکان عزیز وطن
صفحه نخست » گزارش



فاطمه اقوامی

خیلی از ما وقتی در دوران کودکی به سر میبریم، در بازیهای کودکانه بارها خودمان را جای آنها تصور میکنیم و برای همبازیهای خود یا اقوام و آشنایان نسخههای الکی میپیچیم و به دستشان میدهیم و توقع میکنیم که حالشان زود خوب شود... بزرگتر که میشویم در لیست آرزوها و اهداف آیندهمان قرار میگیرد و میشود پاسخ سؤال پرتکرار بزرگترها. به وقت زنگ انشا هم وقتی معلم پای تخته مینویسد «موضوع این هفته: میخواهید در آینده چهکاره شوید؟» با ذوق و شوق دربارهاش مینویسیم. با بالاتررفتن سنمان هر چند هنوز پدر و مادرهایمان این آرزو را برایمان دارند ولی خیلی از ما مسیر دیگری را انتخاب میکنیم. فقط میماندند عدهای که مصرانه پیگیرش میشوند و آخر سر آن روپوش سفید رؤیایی را به تن میکنند و سوگندنامه بقراط را بر زبان جاری میسازند و میشوند پزشک... نامی که پیشینهای پرافتخار دارد و با نام بزرگانی چون شیخ الرئیس ابوعلی سینا پیوند خورده است... نامی که همیشه پای کار بوده و هست... از روزهای پرالتهاب جنگ گرفته تا به هنگامه درگیر شدن مردم در چنگال بلایای طبیعی... گاهی زیر آسمان شهر و در راهروهای بیمارستان به دنبال مداوای بیماری هستند و گاهی داوطلبانه عزم سفر میکنند و مرهم جانهای خستهای میشوند که دستشان از امکانات درمان کوتاه است... و گاهی چون این روزها، با پیدا شدن سر و کله این ویروس منحوس ناشناخته لباس رزم به تن کرده و با جان خویش، مدافع تن اهل وطن شدهاند... خلاصه که کارنامهشان درخشان است و قابل تکریم و تقدیر و تقدیس...

به بهانه سالروز بزرگداشت ابوعلی سینا و زکریای رازی که به نام روز پزشک و روز داروساز نام گرفته است این هفته میخواهیم همراه شما قدری در دنیای علم پزشکی با هم گشت و گذار کنیم و مقام عزیزان پزشکمان را قدر بنهیم. با ما همراه باشید.

طبیب دوار بطبه

دانش پزشکی یکی از قدیمیترین، پیشروترین، بهروزترین، تأثیرگذارترین و کارآمدترین علمهاست که همه انسانها به آن نیازمند هستند. این علم در بین علوم بشری از جایگاه والا و ممتازی برخوردار است چرا که همه علمها به دنبال آن هستند که انسان از مواهب و نعمتهای زندگی به بهترین نحو بهرهمند شود و این مهم به دست نمیآید جز در سایه سلامت جسم و جان. اهمیت این علم تا بدانجاست که در حدیث نبوی آمده است: «دانش بر دوگونه است: دانش دینها و دانش بدنها». امام باقرعلیهالسلام نیز میفرماید: «بدان که هیچ دانشی به اندازه جستن سلامت مهم نیست، و هیچ سلامتی به اندازه سلامتی دل (روح) نیست.»

در متون اسلامی طبیب واقعی خداوند معرفی شده است. پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله خطاب به فرد پزشکی میفرمایند: «خدا طبيب است و تو ياورى مهربان هستى. طبيب درد كسى است كه آن را آفريده است.» خداوندست که خواص درمانی را در داروها نهاده و برای هر دردی دارویی آفریده. اوست که به انسان استعداد شناخت دردها، داروها و چگونگی درمان آنها را عنایت کرده است.

در قرآن کریم از قول حضرت ابراهیم آمده است که «و اذا مرضت فهو یشفین: یعنی هنگامی که بیمار میشوم او مرا درمان میکند.» همه درمانها دست خداوند است و به همین جهت است که شافی نامیده میشود. پیامبران الهی را نیز میتوان مظهر این نام مقدس دانست چرا که در مدت رسالت خویش به درمان بیماریهای جان آدمی میپردازند. حضرت علیعلیهالسلام در بیان رسالت پیامبر در معالجه روح و جان انسانها ایشان را به طبیب و پزشکی تشبیه میکنند که خود به سراغ بیمارانی میروند که نیازمند به طبابت روحی هستند و میفرمایند: «طبیب دوّار بطبه... او (پیامبر) پزشکى است که با طب خویش پیوسته در گردش است، داروها و مرهم‏هاى خود را به خوبى آماده ساخته و ابزار داغ کردن را (براى سوزاندن‏ زخمها) تفتیده و گداخته کرده است، تا بر هر جا که نیاز داشته باشد بگذارد؛ بر دلهاى کور، بر گوشهاى کر، بر زبانهاى گنگ، او با داروهاى خویش بیماران غفلتزده و سرگشته را رسیدگى و درمان مى‏کند، همانهایى که از فروغ حکمت بهره نگرفته و اندیشه خود را به انوار دانشهایى که اعماق جان را روشنى بخشد، تابان و فروزان نکرده‏اند.»

از مطالب فوق مشخص است که علم طب در متون اسلامی دارای مبدأ الهی و امری مقدس و مهم است و آموزههای وحی سرآغاز این علم بوده، که در گذر زمان تجربه دانشمندان بدان افزوده شده است. قدر و ارزش و اهمیت امر طبابت در این فرمایش امام صادقعلیهالسلام بهوضوح بیان شده است: «اهل هیچ سرزمینی از وجود سه طایفه و گروه که در کار دنیا و آخرتشان به آنان پناه برده میشود، بینیاز نیستند و اگر آنها را نداشته باشند، بیبهره و سرگردان میشوند: فقیه دانشمند و پرهیزکار، زمامدار نیکوکار و مورد اطاعت و پزشک ماهر و مورد اعتماد.»

علمی تاریخی

درباره اینکه دقیقا چه اقوامی و در چه سرزمینی پزشکی و درمان را آغاز کردهاند آرای مختلفی وجود دارد. برخی بینالنهرین، مصر، هند، چین و یونان را آغازگران علم شریف طب میدانند و برخی هم قاره آمریکا بهخصوص شهر پرو را مرکز اصلی نشو و نمای آن برمیشمرند.

بین النهرین به دلیل حاصلخیز بودن از آن مناطقی است که بسیاری از تمدنهای قدیم مانند سومر، بابل و آشور در آن پا گرفتهاند.

طب و طبابت در بین سومریها رواج داشته و آنها علاوه بر کمک گرفتن از سحر و جادو، گاهی مانند امروز نسخه هم مینوشتند و به کمک داروهای گیاهی و معدنی بیماران را معالجه میکردند.

جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلام کاهنان بابل را به عنوان کسانی معرفی میکند که اساس علم پزشکی را وضع کردند. چرا که آنان نخستین مردمی بودند که درباره معالجه بیماران مطالعه کردهاند.

مصر باستان یکی دیگر از خاستگاههای اولیه علم پزشکی است. در مصر باستان مردم معتقد بودند بیماری حاصل کار روحی شریر است که در پیکر بیماران داخل میشود. به نظر آنها یک نسخه پزشکی تنها میتوان علایم بیماری را کاهش بدهد یا پنهان گرداند.

مدارک نشان میدهد در مصر باستان جراحی بسیار اهمیت داشته است. در مهمترین سند بسیار قدیمی پزشکی مصر به نام «پاپیروش اسمیت» اطلاعات بسیار گرانبهایی در زمینه طب و طبابت مصریان در 1600 سال پیش از میلاد وجود دارد. در حدود 3150 سال قبل از میلاد مسیح توسط «ایمحوتپ» که براساس احتمالات نخستین کسی بوده که قبل از بقراط عنوان طبیب داشته، دانش پزشکی این سرزمین از خرافات جدا شد.

و اما سرزمین پیشرو دیگر در علم طب هندوستان است. در گذشته این سرزمین به عنوان گنجینه گیاهان دارویی و ادویه شناخته شده بود. «سوشروته» از بنیانگذاران پزشکی علمی هندوستان است و نخستین کسی است که طب را از جادو جدا کرد. هندیها در جراحی بهخصوص جراحی پلاستیک تبحر خاصی داشتند.

پزشکی در کشور چین هم قدمتی طولانی و تقریبا مشابه مصر را داراست. شیوههای سنتی درمان در این کشور یکی از باستانیترین و فلسفیترین شیوههای درمان است. در دوره باستان، گیاه درمانی بخش مهمی از درمانهای چینیها را تشکیل میداد و آنها داروهای زیادی برای معالجه بیماران میشناختند. «شن ننگ» که مشهور به پدر علم پزشکی چین است کتاب گیاهنامه که ظاهرا قدیمیترین کتاب طبی است را تألیف کرده است.

و اما پزشکی علمی که با فلسفه علمی پیوند دارد، نخستین بار در میان یونانیها پدید آمد. طب یونانی با ظهور طبیب بزرگ و معروف یعنی «بقراط» تکمیل و به صورت جامع تدوین شد و به دست او بود که در یونان هم بین جادوگری و علم پزشکی فاصله و تمایز ایجاد شد. روش طبابت بقراط تا سالها پس از او ادامه یافت تا اینکه در زمان رونق مدارس اسکندریه و روم طبیب یونانی دیگری به نام «جالینوس» براساس مطالعات و تحقیقات خود در زمینه داروشناسی و تشریح مباحث جدیدی به آن افزود.

در اسکندریه در حدود 285 سال قبل از میلاد طبیبی به نام «هروفیلوس خالکدونی» میزیست که به شهرتی در زمینه تعلیم و تخصص پزشکی دست یافت. او در این زمینه به کالبدشکافی بدن جانوران و انسانها میپرداخت.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید در قرون وسطی استفاده از داروهای بیهوشی بدین سبب که سحر و جادو به شمار میرفت ممنوع بود و به جای آن از تدابیر خشونتآمیز استفاده میشد. تا اینکه در 16 اکتبر سال 1846 میلادی در بیمارستان عمومی ماساچوست در بوستون اولین عمل جراحی زیر بیهوشی کامل توسط «ویلیام توماس گرین مورتون» انجام شد. و کمکم در اواسط قرن نوزدهم جراحی به پیشرفتهای بسیار خوبی دست یافت. با انجام بیهوشی و بیحسی یکی از مشکلات اساسی جراحی برداشته شد اما هنوز عفونتهای بعد از عمل یک مشکل جدی به حساب میآمد تا اینکه لویی پاستور دانشمند بزرگ فرانسوی با شناسایی میکروبها عصر میکروبشناسی را در تاریخ پزشکی آغاز کرد.

آنچه گفتیم شمایی کلی و بسیار خلاصه از تلاش پزشکان قدیمی دنیا در راه پیشرفت این علم است. مطالب خواندنی و اعجابانگیز که برخی از آنها غیرقابل باور به نظر میرسند، در تاریخ علم پزشکی بسیار است و صد حیف که در این مجال فرصتی برای پرداختن به همه آنها فراهم نیست.

نامدار در جهان

شیخالرئیس، ابوعلی سینا، معروف به ابن سینا در سال 370 هجری قمری در دهی به نام خورمیثن در نزدیكی بخارا چشم به دنیا آمد. او به واسطه پدر از همان دوران کودکی در جلسات بحث اسماعیلیان شرکت میکرد و به این واسطه با مباحث و دانشهای بسیاری آشنا شد. استعداد وی در نظر یکی از استادان خوب جلوه کرد و باعث شد به پدر بوعلی توصیه کند که او را جز تعلیم و دانشاندوزی به كار دیگری مشغول نكند. پدر توصیه استاد را قبول کرد و به این طریق بوعلی در همان ابتدای جوانی به واسطه نبوغ سرشار، در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت. حكمت، منطق و ریاضیات. كه خود شامل عدد، هندسه، نجوم و موسیقی از دیگر علومی هستند که بوعلی در طول زندگی بر آنها تسلط پیدا کرد.

از میان تألیفات بسیار ابنسینا، شفا در فلسفه و قانون در پزشكی به شهرتی جهانی دست یافت. كتاب شفا در هجده جلد در بخشهای علوم و فلسفه، منطق، ریاضی، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است. كتاب قانون هم که تا قرنها از مهمترین کتب پزشکی دنیا بود و در بسیاری از دانشگاههای اروپایی به عنوان متن درسی مورد استفاده قرار میگرفت شامل مطالبی درباره قوانین كلی طب، داروهای تركیبی و غیر تركیبی و امراض مختلف میباشد.

سرزمین کهن ایران زمین و گنجینه بیمثالش

ایران عزیز در زمینه علم پزشکی نیز مانند بسیاری از علوم دیگر سرآمد است. آثار فعالیتهای پزشکی و وسایل آن در دورههای مختلف تاریخی و حتی نمونههایی از عمل جراحی که بر روی اجسادی با قدمت چند هزارساله به دست آمده شاهدی بر این مدعاست. به طور مثال حفاریهای شهر سوخته ـ شهری در استان سیستان بلوچستان که در 3200 سال پیش از میلاد پایهگذاری شده ـ نشان میدهد دانش پزشکی در سرزمین ما در حد شگفتانگیزی پیشرفت کرده بوده به حدی که نه تنها پزشکان این شهر از علومی چون شکستهبندی آگاه بودهاند، بلکه میتوانستند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند. اسکلتی از یک دختر در گورستان این شهر به دست آمده است که جای شکستن و ترمیم مجدد استخوان جمجمه کاملا روی آن مشخص است. شواهد نشان میدهد این عمل برای درمان بیماری هیدروسفالی (جمع شدن مایع درجمجمه) انجام شده و این دختر مدتها بعد از این عمل به زندگی ادامه داده است. از دیگر شگفتیهای تاریخ پزشکی ایران پیدا شدن بقایای جمجمهای دیگر با چشم مصنوعی از گورستان این شهر است که با وجود گذشت زمان نزدیک به 4500 سال از ساخته شدن آن هنوز سالم است. جنس این چشم مصنوعی یافت شده هنوز بهطور کامل مشخص نشده اما به نظر میرسد در ساخت آن از قیر طبیعی مخلوط به نوعی چربی جانوری استفاده شده است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل چشم توسط مفتول‌‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلیمتری طراحی شدهاند.

بزرگترین منبع درباره طب دوران هخامنشی و قبل از آن، اوستا کتاب زرتشتیان است. براساس عقاید زرتشتیان اولین طبیب ایرانی «تریتا» نام داشته که در ردیف اطبایی مثل سینوهه و ایمهوتپ مصری و اشفلبیوس یونانی قرار میگیرد. نقطه اوج علوم پزشکی در ایران باستان، تأسیس دانشگاه جندی شاپور توسط شاپور اول شاه ساسانی است.

در قرون بعد و با ورود اسلام به ایران باب جدیدی در علم پزشکی ایران و جهان گشوده شد چرا که علم پزشکی در اسلام همانطور که اشاره شد سرچشمه الهی و لدنی دارد و همه علوم از جمله پزشکی نزد ائمه اطهار مکشوف بوده و آنها از آن مطلع بودند. علاوه بر این بسیاری از احکام الهی برپایه حفظ سلامت یا ضرر و زیان به آن وضع شدهاند.

تاریخ پزشکی ایران زمین تا به امروز دانشمندان بزرگ بسیاری به خود دیده است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا و زکریای رازی دو تن از این مشاهیر هستند که روزهای اول و پنجم شهریورماه در تقویم ما به یاد آنها روز پزشک و روز داروساز نام گرفته است که بهانهای است برای تقدیر از زحمات همه پزشکان این مرز و بوم که اکثریت آنها خالصانه در راه حفظ جان هموطنان خود و همه جهانیان از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیورزند.

سوگند یاد میکنم که...

علم پزشکی بین همه مشاغل از جایگاه منحصربهفردی برخوردار است چراکه بهطور مستقیم با جان و سلامت انسانها سر و کار دارد و دقیقا به همین دلیل اخلاق، جزء جداییناپذیر آن محسوب میشود. بهخصوص که این علم در جامعه ما با فرهنگ اسلامی مرتبط و ممزوج است. در زمینه مقررات پزشکی و روابط بین پزشک و بیمار رهنمودهای بسیاری در کلمات پیامبر اکرم و ائمه اطهارعلیهمالسلام وجود دارد. بر همین اساس کتابهایی که توسط پزشکان و دانشمندان اسلامی در زمینه تاریخ یا علوم پزشکی نوشته شده، حاوی اندرزها، پندها و توصیههای اخلاقی در این زمینه است. برخی از پزشکان نامی اسلامی در کنار کتابهایی که در حوزه علم پزشکی نوشتهاند، از مبحث اخلاق عمومی و اخلاق پزشکی هم غافل نشدهاند. چنانکه محمد زکریای رازی یکی از بزرگترین پزشکان جهان اسلام کتابی به نام «الطب الروحانی» دارد که در آن به بیان اصول علم اخلاق پرداخته است. ابوعلی سینا نیز در میان کتب تألیفی خود کتابی به نام «فی علم الاخلاق» دارد.

درباره رعایت اصول اخلاق پزشکی و شیوه برخورد مناسب با بیمار و همراه او، طب جدید و قدیم ما از پیشینه خوبی برخوردار است هر چند که متأسفانه این روزها جایگاه اخلاق در حرفه پزشکی کمی متزلزل شده است.

در همه کشورها برای گوشزد کردن باید و نبایدهای اخلاقی، پزشکان پیش از اینکه کار حرفهای خود را آغاز کنند، باید قسمنامهای را بخوانند که آنها را در ادامه راه ملزم به رعایت اصولی میکند. هر کشوری سوگندنامه مخصوص به خود دارد که بهروز شده سوگندنامه پزشکی بقراط است، پزشکان ایرانی نیز پس از اتمام دوره خود این سوگندنامه را قرائت میکنند:

«اکنون که با عنایات و الطاف بیکران الهی دوره دکتری پزشکی را با موفقیت به پایان رساندهام و مسئولیت خدمت به خلق را برعهده گرفتهام، در پیشگاه قرآن کریم به خداوند قادر متعال که دانای آشکار و نهان و نامش آرامش دلهای خردمندان و یادش شفای آلام دردمندان است، سوگند یاد میکنم که:

همواره حدود الهی و احکام مقدس دینی را محترم شمارم، از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم.در معاینه و معالجه حریم عفاف را رعایت کنم و اسرار بیماران خود را، جز به ضرورت شرعی و قانونی، فاش نسازم.خود را نسبت به حفظ قداست حرفه پزشکی و حرمت همکاران متعهد بدانم و از آلودگی به اموری که با پرهیزکاری و شرافت و اخلاق پزشکی منافات دارد، اجتناب ورزم. همواره برای ارتقای دانش پزشکی خویش تلاش کنم و از دخالت در اموری که آگاهی و مهارت لازم را در آن ندارم، خودداری کنم. در امر بهداشت، اعتلای فرهنگ و آگاهیهای عمومی تلاش کنیم و تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه را مسئولیت اساسی خویش بدانم.»

از دوران بمب و آتش و خون تا روزهای کرونایی

این روزها همه جا حرف آنهاست. پزشکان، پرستاران و بهصورت کلی کادر درمان که حدود 6 ماه است جان خویش را کف دست گرفته و در میدان مبارزه با ویروس منحوسی که معلوم نیست سروکلهاش چطور در زندگی ما پیدا شد شبانهروز میجنگند. درست مثل روزهای دفاع مقدس که این قشر زحمتکش دوشادوش رزمندگان در جبهههای حق علیه باطل حاضر میشدند و دستان شفابخششان مرهمی بود بر زخم جان مجروحان. گاهی هم زخم به جان خودشان مینشست و یا آنها را بر تخت بیماری میانداخت یا به سوی آسمانها پروازشان میداد و عنوان پرافتخار شهید را به اول نامشان اضافه میکرد که تعدادشان هم کم نبود.

عشق به خدمت در دل بسیاری از این قشر نهادینه شده است و هرجا بزم خدمتی برپا باشد حاضر به یراق در صفوف اول خود را جای میدهند. آمار و ارقام خدمات آنها در طول این سالها در اردوهای جهادی و حضور پررونقشان برای آنکه دردی از دل دردمندی دوا کنند، نمونهای از این ماجراست.

بارها و بارها لابهلای خبرها اسم پزشکی را دیدیم که قید زندگی مرفه و بیدغدغه شهری و حتی خارج از کشور را زده و در دورافتادهترین روستاها بساط طبابت خویش را برای کسانی گسترانده که روزگارشان به سختی و در کمبود امکانات سپری میشود و دخل و خرجشان با هم جور در نمیآید.

اگر روزی خدایی ناکرده بلایی طبیعی بر سر مردم آوار شود باز هم این قشر جزء اولین کسانی هستند که خود را به محل حادثه میرسانند و خدمترسانی را آغاز میکنند.

هیچ کدام از این خبرها هم نباشد باز آنها پای کارند و شبانهروزی مشغول خدمت به بیمارانی هستند که درد بر جانشان نشسته و امانشان را بریده است.

اما شاید هیچ زمانی به اندازه این 6، 7 ماه کرونایی قدر و قیمت این عزیزان را برای ما روشن نساخته بود. روزهایی که ما برای محفوظ ماندن از شر این ویروس تاجدار، خود را به همراه خانواده در خانه محبوس کردیم آنها رنج دوری از خانواده را به جان خریدند و شجاعانه به دل خطر رفتند و شبانهروز تلاش کردند تا نفس بیماری به شماره نیفتد و در مبارزه با کرونا کم نیاورد. بارها عکس رد ماسکها و صورت قرمز و خیس عرقشان را دیدیم و روایت دلتنگی برای فرزند، همسر، پدر و مادرشان را شنیدیم و شرمنده شدیم از این همه فداکاری و مهربانیشان. تعداد بسیاری از آنها در گمنامی پر پرواز گشودند و مظلومانه در راه خدمت به وطن شهید شدند و زبان ما قاصر بود از توصیف مجاهدتهای آنها. و این مجاهدتها آنقدر بالا بود که بارها مورد توجه و تفقد رهبر عزیزمان قرار گرفت. و چه افتخاری بالاتر از این که به فرموده رهبری عزیز خدمتشان جهاد فی سبیل الله نام گرفت: «پزشکان، پرستاران، بقیه عوامل درمانی حقیقتا در حال جهاد فیسبیلالله هستند؛ این کاری که امروز اینها میکنند جهاد فیسبیلالله است و ارزش خیلی بالایی دارد.»

کادر درمان مطمئن باشند مردم قدرشناس ایران هیچگاه این روزهای سخت و تلاش مجاهدانه آنها را از خاطر نمیبرند و همیشه قدردانشان خواهند ماند.

از کیمیاگری تا پزشکی

این روزها در جدال با ویروس کرونا همگی بهخاطر کشف الکل یک خدابیامرزی اساسی نثار روح بزرگ زکریای رازی میکنیم که اگر او و کشفش نبود شاید سلاحی به این قدرتمندی برای مقابله با این ویروس نداشتیم. پنجم شهریورماه روز بزرگداشت زکریای رازی است و به همین مناسبت در تقویم ما به نام روز داروساز نامیده شده است. رازی پزشکی حاذق، فیلسوف و شیمیدان ایرانی است که به کاشف الکل، جوهر گوگرد و نفت سفید شهرت دارد. او همچنین پایهگذار شیمی نوین و از زمره پزشکانی است که بعضی از عقایدش در طب امروزی نیز به کار میرود.

زندگی زکریای رازی در چند مرحله سپری شد. او در آغاز به تحصیل ریاضیات، نجوم، فلسفه و کیمیا پرداخت و از میانسالی به دانش پزشکی علاقهمند شد. او بعد از به دست آوردن شهرت به بغداد رفت و در آنجا بود که به پزشکی حاذق مبدل شد. ماندگاری نام رازی در تاریخ بیشتر بهواسطه دانش و مهارت او در دانش پزشکی و داروسازی است و بهخاطر همین مهارت بیشک عنوان مهمترین داروشناس دوره اسلامی برازنده اوست. او به داروسازی توجه زیادی داشت و کتابهای بسیاری در این زمینه تألیف کرده است. این آثار یا تکنگاشتهاند یا کتابهاییاند که در بخشهایی از آنها به شرح خواص دارویی گیاهان، مواد معدنی و دارویی پرداخته شده است. در حقیقت، رازی پایههای داروشناسی و داروسازی امروزی را بنیان نهاده است و به سبب فعالیتهای دارویی و ابداعات، از او با عنوان پزشک داروساز یاد میکنند.

ابنالندیم در کتاب الفهرست خود ۱۶۷ اثر برای رازی برمیشمرد و ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب رازی، تعدادشان را ۱۸۴ عدد دانسته است. به عقیده بسیاری در بین این کتب،کتاب «الحاوی» شاهکار رازی محسوب میشود. چراکه این اثر به عنوان دقیقترین سند موجود درباره پزشکی بالینی در جهان اسلام شناخته میشود. رازی عنوان دیگری هم در مغرب زمین دارد و به پدر طب کودکان لقب گرفته است. او در این زمینه کتابی با نام «تدبیر الصبیان» یا پزشکی کودکان تألیف کرد که تا آن زمان سابقه نداشت.

منابع

تاریخ علم پزشکی، آزیتا عاقبتی، جواد عجنی، رضا صفدری و پریسا سحرخیز

یک دکتر بازی واقعی، دکتر سید حمیدرضا قادری/ مجله پرسمان

طبیب، تجلی اسم شافی خداوند است / تسنیم

اهمیت و جایگاه پزشکی در اسلام / خبرگزای رسا

نخستین جراحی مغز و چشم مصنوعی جهان / خبرگزاری برنا

در سوگندنامه پزشکان چه چیزی نوشته شده است؟ / باشگاه خبرنگاران جوان

گزارشي از تاريخچه پزشكي در ايران باستان / ایسنا

جایگاه جهانی حکیم زکریای رازی و نوآوری او در طب / ایرنا

شرح زندگی زکریای رازی، از کیمیاگری تا پزشکی / ایسنا

نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: